بر روی دست کوله ای از ناسپاسی ماند

حتی کمی هم از گله های اساسی ماند

در ارتباط سرد تو با اشک چشم من

نقش نگاه یخ زده ی التماسی ماند

تا اطلاع ثانوی از عشق خالی ام

از ارتباط تازه در این دل هراسی ماند

با رفتنت دلم نگران تنت نشد

انسان ترین نمود تو در جالباسی ماند.