غزل 1
شب خارجی- و- پنجره ای از نگاه من
صدها صدای بوق عروسی- و – آه من
صفر و نه و یک و دو پنج و یک الو…
سنگر گرفته بود صدا در پناه من
جانم . الو…الو مگه لالی مزاحمی؟
خط می زنی به حال خوش گاه گاه من!
تق. از نگاه بسته ی من پشت پنجره
با بغض بادبادکی و پا به ماه من
من از نگاه تیله ایت چهارخانه ای
تو در قفس میان دل راه راه من
شب خارجی و رفتن من در سکوت محض
فید تو در ترانه ی قدری سیاه من.
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 15:28 توسط فرزاد خلیفه
|
من این روزها این شکلی ام