شب خارجی- و- پنجره ای از نگاه من

صدها صدای بوق عروسی- و – آه من

صفر و نه و یک و دو پنج و یک الو…

سنگر گرفته بود صدا در پناه من

جانم . الو…الو مگه لالی مزاحمی؟

خط می زنی به حال خوش گاه  گاه من!

تق. از نگاه بسته ی من پشت پنجره

با بغض بادبادکی و پا به ماه من

من از نگاه تیله ایت چهارخانه ای

تو در قفس میان دل راه راه من

شب خارجی و رفتن من در سکوت محض

فید تو در ترانه ی قدری سیاه من.